
دانشجویان یک صدا فریاد می زدند: "مزدور برو گمشو"، " توپ تانگ بسیجی دیگر اثر ندارد"، "حراست حراست حمایت حمایت" بعد از آن نیروهای ضد شورش فرستده شدند که هیچ کدام از آنها به علت بسته بودن در نتوانستند وارد دانشگاه شوند و دانشجویان شعار می دادند"برادر ارتشی چرا برادر کشی"، " دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد"، " میکشم میکشم آنکه برادرم کشت"، " نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم"
بعد از آن مهلت داده شده به علیزاده رییس دانشگاه به پایان رسید و دانشجویان با تشکیل زنجیره ی انسانی وخواندن سرود یار دبستانی به سمت دانشکده های مختلف دانشگاه به راه افتاد تا امتحان های پایان ترم را به مانند بقیه دانشگاه های ایران به تعویق بیاندازد و بعد از راهپیمایی در دانشکده های مختلف و کنسل کردن امتحانات دوباره به سمت سردر به راه افتاد .در این لحظات دانشجویانی که قصد خروج از دانشگاه را داشتند مخصوصن پسرها به شدت مورد ضرب وشتم انصار قرار می گرفتند و آنها را با خود می بردند و سرویس هایی هم که از دانشگاه خارج می شد با ضربات سنگ به آن حمله کردند ... شیشه ها را می شکستند و با متوقف کردن آن بسیاری از دانشجویان را با خود بردند.هیچ کدام از مسئولان دانشگاه در میان دانشجویان حاضر نشدند و دانشجویان بی دفاع به محاصره ی نیروهای باتوم به دست در آمدند. در این حین عده ای از نمایندگان انصار دانشجویان را ترغیب می کرند که سوار سرویس ها شوندو از دانشگاه خارج شوند و سر خیابان دانشگاه سرویس ها رامتوقف می کردند و دانشجویان را با خود می بردند. دانشجویان تا ساعت ۱۰ شب در دانشگاه زندانی شده بودند و چون احتمال می دادند که با تاریک شدم هوا نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها که بارها سعی کردند از دیوارهای اطراف دانشگاه داخل بیایند حمله کنند از دانشگاه خارج شوند. دخترها به خوابگاه زنیب منتقل شدن و پسرها که تعداد آنها به حدود ۱۵۰ نفر می رسید دستگیر شدند و به مکان نامعلومی منتقل شدند. نکته قابل توجه اینجاست که نیروهای سپاه به مردم عادی که بی خبر از جریانات بودند شیشه های شکسته ی سرویس ها را نشان می دادند و آن را به دانشجویان نسبت می دادند. پاسدار ها منتظر کوچکترین حرکتی از سوی دانشجویان بودند تا حصارهای دانشگاه را نادیده بگیرند و به دانشجویان حمله کنند.
ه گذشت
